خرید بک لینک
http://s2.picofile.com/file/8262970742/11.jpg

هیچ اشکالی ندارد احساساتی داشته باشیم که دیگران چیزی از آن درک نکند!

هر کسی سفر خودش را می رود...

#جوجومویز

+ چقدر آبی رنگِ قشنگیه... :)

+ اولین پست :) .

برچسب: نویسنده: سینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:06

دلفی: خب، حالا بهتره برای اولین و آخرین بار به این خرابی سروسامون بدیم... آلبوس: ولی آخه چرا؟ چی رو میگی؟ تو کی هستی؟ دلفی: آلبوس، من گذشته ی جدیدم. چوبدستی آلبوس را از دستش بیرون میکشد و می شکند. من آینده ی جدیدم. چوبدستی اسکورپیوس را از او میگیرد و می شکند. من همون پاسخی ام که این دنیا دنبالش میگرده... . -صحنه سوم ، پرده پانزدهم- وای خدااا یعنی من عاشق این دو تا دیوونم که میخوان دنیا رو نجات بدن :| هیچ وقت فکر نمیکردم هری پاتر یه روزی تموم بشه... -.- خیلی مقاومت کردم که ترجمه ی دمنتور رو نخونم و صبر کنم تا ترجمه ی خانوم اسلامیه یا نسخه اوریجینالش بیاد و اونو بخو

برچسب: the cursed child,the cursed child book,the cursed child movie,the cursed child review,the cursed child plot,the cursed child cast,the cursed child play,the cursed child summary,the cursed child pdf,the cursed child amazon, نویسنده: سینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:06

امروز پنج ساله شدم. دیشب وقتی برای خوابیدن به جارختی رفتم چهار ساله بودم، اما وقتی در تاریکی توی تختخوابم بیدار شدم پنج ساله شدم. طلسم و جادو. قبلش سه ساله بودم، قبلش دو، قبلش یک، و قبل تر صفر. «کمتر از اینم هست؟»مامان بدنش را کش میدهد و میپرسد: هوم؟«بالا، توی بهشت. یعنی منهای یک سال بودم، منهای دو، منهای سه؟»«نه، قبل از پایین اومدنت شمارهها به حساب نمییان.»«از توی آسمونا. تا وقتی من توی دلت بودم، همش ناراحت بودی.» -اتاق،اما دون اِهو- و من بالاخره تمومش کردم. :) خیلی کتابِ قشنگی بود..هم هیجان خاصی داشت توش...و خصوصا شخصیت اصلی، "جک" یه پسر شجاع و ب

برچسب: اتاق خواب شگفت انگیز, نویسنده: سینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:05

دیروز برای من یه روز پر از استرس بود :/ اول اینکه فاینال داشتم و خیلی نگران بودم که اگه سخت باشه چیکار کنم. :/ با اینکه خیلی هم خونده بودم... و دوم اینکه نگران نتیجه بودم و هر یه دقیقه یه بار سر میزدم به سایت. و آخر قبولی رو دیدمو خیالم راحت شد من کلا آدمیم که الکی استرس میگیرم و نمیدونم چرا. :/ و اینکه دیروز قرار بود بریم سینما که بخاطر امتحانم کنسل شد. :( کل عوامل دارن دست به دست هم میدن که من نتونم بارکدو ببینم :/ یه ماهه میخوایم بریم و نمیشه. :|از اینا که بگذریم...نقاشی بنده نیز کامل گردید ریونکلا نیز گروه من میباشد. ❤ . # چند روز پیش داشتم درباره ی ماه تولدم یه م

برچسب: کلی حرف,کلی حرف پشتمون,کلی حرف قشنگ,کلی حرف نگفته,کلی حرف عاشقانه,کلی حرف دارم,کلی حرف بود تو دلم,کلی حرف دل, نویسنده: سینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:05

بعضی وقتا هست، که یه اتفاقای یهویی میفته، شاید اونقدر خوب که دلت میخواد از شدت خوشحالی فقط جیغ بزنی! پریروز یکی از بهترین روزای زندگیم بود! نمیگم بهترین روز، چون مسلما روزای بهتری در راه خواهند بود...ولی در کل، خاطره ی خیلی خوبی شد واسم. :) البته اگه تمومِ خستگیُ تشنگیُ انتظار کشیدناشو بذاریم کنار :/ . خدایا شکرت :) و اینکه دیدنِ دوتا از دوستای مجازیم هم اتفاق خیلی خوبی بود. :) اگه بیان وبلاگمُ بخونن.. ❤ دلم میخواست بشینمُ کل اتفاقای پریروزو بنویسم. ولی اگه بشینم، تا شب طول میکشه. :/ #دایورجنت فیلمش خیلی خوب بود. دوسِش داشتم. :) پی دی افشو هم بخونم..و بعدا برم ک

برچسب: ما خیلی باحالیم, نویسنده: سینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:05

من جزو اون آدماییم که یدفه یه فکری به ذهنشون میرسه و میخوان که عملیش کنن نمیدونم منظورمو متوجه شدین یا نه... امروز داشتم به این فکر میکردم که به جای اینکه یه سری چیزارو بخرم ، میتونم خودم با خلاقیت خویش درستش کنم و از اونجایی که هفته آخر شهریوره و تابستون رو به پایانه ، نشستم این پلنرِ هَند مِید رو درست کردم :) با الهام از پلنر رنگی رنگی :) با استفاده از برنامه پینت ، یک عدد پرینتر ، مدادرنگی و ماژیک :) تو یه پیجی تو اینستاگرام ، یه نفر یه کارِ جالبی کرده بود و منم از اون ایده گرفتم و انجامش دادم :) یه شیشه هست به اسمِ Bored jar و اینجوریه که ما کارهای مورد علاقه

برچسب: نویسنده: سینا اکبری‌پور تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 7:05

صفحه بندی